یه روزخوب با دوستان خوب

یک تکه سلام
دو فنجان مکث و یک لحظه سکوت
به احترام نام قشنگ دوست
آنان که ز ما دور ولی در دل و جانند...
بسیار گرامی تر از آنند که دانند
گفتیم که شاید که ندانند...بدانند.

سلام
سلامی به گرمی آفتاب این روزهای داغ تابستون
حنان گلم امروز با قرارقبلی که با دوستان داشتیم بعدباشگاه رفتیم
خونه ی طاها،چون مامانش پروین جون که دوستمه بینیشو جراحی کرده
بود؛ماهم یه یک ساعتی خونشون بودیم که شما بچه ها اتاق طاهارو بهم
ریختین و کلی بازی کردین،زودهم برگشتیم به خاطر افطاری
چندتاعکس هم برای یادگاری در ادامه مطلب میزارم
بفرما ادامه









آدمها می آیند
گاهی در زندگی ات ميمانند ؛
و گاهی در خاطره ات ؛
آن ها كه در زندگی ات ميمانند
همسفر ميشوند ؛
آنها كه در خاطرت ميمانند كوله پشتی تمامِ تجربياتت برای سفر ؛
گاهی تلخ ؛ گاهی شيرين ؛
گاهی با يادشان لبخند ميزنی ؛
گاهی يادشان لبخند از صورتت برمیدارد ؛
آدمها می آيند ؛
و اين آمدن بايد رخ دهد ؛ تا تو بدانی ؛ آمدن را همه بلدند
اين ماندن است
كه هنر ميخواهد !




یه روزخوب با دوستان خوب 
